نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
مدرسه راهنمايی جانبازان خمين

 

مدرسه راهنمايی جانبازان خمين

یکشنبه، 20 دی، 1383

فعالیتهای رو.زانه مدرسه راهنمایی جانبازان

1-     از روز شنبه19/10/83امتحانات نیم سال اول آغاز گردید وتا روز 5بهمن ماه ادامه می یابد

2-     فعالیتهای فوق برنامه دانش آموزی و جبرانی در ایام امتحانات تعطیل وبعد از 5بهمن ادامه می یابد

3-     در ایام برگزاری امتحانات کلاسهای عملی وکاربردی معلمان آموزشگاه با همکاری آقای عبادی کارشناس فن آوری برگزار می گردد

4-     مقدمات برگزاری روز افتتاحیه سالن رایانه آموزشگاه با برقکاری/ وصل دزدگیر/راه اندازی شبکه با نظارت کارشناس فن آوری در حال اتمام می باشد وتا کنون فقط سیم کشی شبکه باقی مانده است که تا آخر هفته به پایان می رسد

5-     در روز شنبه مدیر آموزشگاه در جلسه ماهیانه شورای آی تی آموزش وپرورش خمین شرکت نمود که اهم مصوبات این شورا به قرار ذیل بود

-بررسی وضعیت موجود مدارس مجری طرح گسترش آی تی در منطقه(ابتدایی شاهد –راهنمایی شاهد /پسرانه ودخترانه-راهنمایی جانبازان-ابتدایی 13آبان-ابتدایی طریق القدس)وارائه برنامه های مدیران مدارس ذکرشده.

-معرفی یک سایت ووبلاگ توسط آقای نصیری معاونت آموزش عمومی جهت الگو گیری واستفاده در آموزش این مدارس(سایتWWW.TEBYAN.netووبلاگ(RAHA503.persianblog.cm

-مدارس مجری طرح آی تی بدون مجوز معاونت آموزش عمومی حق در اختیار قرار دادن امکانات شبکه ای خویش را جهت استفاده برنامه های خارج از برنامه های عادی آموزشگاه (مثل ضمن خدمت عمومی)ندارند

-بررسی راههای گسترش انگیزه در همکاران مدارس مجری طرح برای فعالیت بیشتر در زمینه آی تی

-توجیه اولیا مثل برگزاری دوره های آموزش خانواده جهت اجرای این طرح

-گزارش کار این مدارس به صورت ماهانه دراختیار کارشناس فن آوری قرار داده شود و در ضمن در وبلاگهای مربوطه  ثبت گردند

در ضمن وبلاگهایی که در این آموزشگاه ها تا کنون راه اندازی شده اند به قرار ذیل می باشند

الف:وبلاگ مدرسه راهنمایی جانبازان با نشانیJANBAZANSC.blogfa.com

                                                          JANBAZANSC.persianblog.ir

ب:وبلاگ مدرسه راهنمایی شاهدSASITA.blogfa.com             

در ضمن سایر مدارس ذکر شده متعهد گردیدند که در راه اندازی هرچه سریعتر وبلاگ مدارس خود اقدام نمایند

 



یکشنبه، 20 دی، 1383

فعالیتهای رو.زانه مدرسه راهنمایی جانبازان

1-     از روز شنبه19/10/83امتحانات نیم سال اول آغاز گردید وتا روز 5بهمن ماه ادامه می یابد

2-     فعالیتهای فوق برنامه دانش آموزی و جبرانی در ایام امتحانات تعطیل وبعد از 5بهمن ادامه می یابد

3-     در ایام برگزاری امتحانات کلاسهای عملی وکاربردی معلمان آموزشگاه با همکاری آقای عبادی کارشناس فن آوری برگزار می گردد

4-     مقدمات برگزاری روز افتتاحیه سالن رایانه آموزشگاه با برقکاری/ وصل دزدگیر/راه اندازی شبکه با نظارت کارشناس فن آوری در حال اتمام می باشد وتا کنون فقط سیم کشی شبکه باقی مانده است که تا آخر هفته به پایان می رسد

5-     در روز شنبه مدیر آموزشگاه در جلسه ماهیانه شورای آی تی آموزش وپرورش خمین شرکت نمود که اهم مصوبات این شورا به قرار ذیل بود

-بررسی وضعیت موجود مدارس مجری طرح گسترش آی تی در منطقه(ابتدایی شاهد –راهنمایی شاهد /پسرانه ودخترانه-راهنمایی جانبازان-ابتدایی 13آبان-ابتدایی طریق القدس)وارائه برنامه های مدیران مدارس ذکرشده.

-معرفی یک سایت ووبلاگ توسط آقای نصیری معاونت آموزش عمومی جهت الگو گیری واستفاده در آموزش این مدارس(سایتWWW.TEBYAN.netووبلاگ(RAHA503.persianblog.cm

-مدارس مجری طرح آی تی بدون مجوز معاونت آموزش عمومی حق در اختیار قرار دادن امکانات شبکه ای خویش را جهت استفاده برنامه های خارج از برنامه های عادی آموزشگاه (مثل ضمن خدمت عمومی)ندارند

-بررسی راههای گسترش انگیزه در همکاران مدارس مجری طرح برای فعالیت بیشتر در زمینه آی تی

-توجیه اولیا مثل برگزاری دوره های آموزش خانواده جهت اجرای این طرح

-گزارش کار این مدارس به صورت ماهانه دراختیار کارشناس فن آوری قرار داده شود و در ضمن در وبلاگهای مربوطه  ثبت گردند

در ضمن وبلاگهایی که در این آموزشگاه ها تا کنون راه اندازی شده اند به قرار ذیل می باشند

الف:وبلاگ مدرسه راهنمایی جانبازان با نشانیJANBAZANSC.blogfa.com

                                                          JANBAZANSC.persianblog.ir

ب:وبلاگ مدرسه راهنمایی شاهدSASITA.blogfa.com             

در ضمن سایر مدارس ذکر شده متعهد گردیدند که در راه اندازی هرچه سریعتر وبلاگ مدارس خود اقدام نمایند

 



جمعه، 3 مهر، 1383
تبريک سال تحصيلی

سال تحصيلی۸۴-۱۳۸۳بر همکاران ودانش آموزان مدرسه

 

راهنمايی جانبازان مبارک باد

 

سال شاد وخلاقی داشته باشيد

 

                                      سيد محسن رضائی



چهارشنبه، 7 امرداد، 1383
منابع انساني در آغاز هزاره سوم

مقدمه
فرق گذاشتن بين مديريت منابع انساني (HUMAN RESOURCE MANAGEMENT = HUM) و توسعه منابع انساني (HUMAN RESOURCE DEVELOPMENT = HRD) درواقع وارد شدن به محيط مبهم و بحث انگيز است. اين مقاله ماهيت هركدام را بيان داشته و بعضي از تنشهاي موجود در هر كدام را توضيح مي دهد و بيان مي كند، كه آينده، به همكاريهاي استراتژيك و انعطاف پذير بيشتري ميان آن دو نياز دارد.
رشد مباحث درباره شكل گيري بالقوه يك توسعه گرايي نوين شخصي حرفه اي براي رسيدن به يك اعتبار مهم، نيازمند حمايت و نمايش حالات مختلف توسعه منابع انساني است، و اين امر باعث ايجاد تنش ميان توسعه منابع انساني و مديريت منابع انساني در حوزه حرفه اي منابع انساني شده است. براي كمك به روشن كردن اين بحث و مشخص ساختن اصول زيربنايي آن و فرضياتش، اين مقاله بر جنبه هاي كليدي تمركز يافته و شامل موارد زير است:

1 - بازنگري خلاصه وظايف منابع انساني؛
2 - يك همگرايي در قواعد و مقررات منابع انساني در دهه 1990؛
3 - تنشهاي بالقوه اي درزيربناهاي فلسفه اي منابع انساني؛
4 - مسيرهاي پيش رو در سال 2000 و فراتر از آن.
چارچوب كلي در توسعه منابع انساني
زمينه هاي حرفه اي توسعه منابع انساني و مديريت منابع انساني به صورت قابل توجهي در دهه گذشته، در اثر نتايج به دست آمده در اثر يادگيــــري به روش تجربي افزايش يافته است و پاسخ به فاكتورهاي تغيير محيطي كه تاثيــر گذارند چيزهايي را تحت الشعاع قرار مي دهد كه در درون سازمانها اتفاق مي افتند. واژه هاي توسعه منابع انساني و مديريت منابع انساني به طور متفاوتي به كار مي روند، به هرحال، براي توصيف يك دامنه از فلسفه هاي مختلف و روشهاي كار با مردم در سازمانها، ابتدا بايد به صورت خلاصه بيان شود كه چگونه اين واژه ها را براي اجتناب از سردرگمي بايد به كار گرفت. توسعه منابع انساني به آموزش و توسعه فعاليتهاي انساني در سازمانها مرتبط است و به ما كمك مي كند تا شرايط فرهنگي خاصي را ايجاد كنيم كه در آن كاركنان به پتانسيل بالقوه براي بهره مند شدن از افراد و سازمان دست يابند. در اين حالت، توسعه منابع انساني خود را به صورت خيلي نزديك با توسعه سازمان در يك راستا هماهنگ مي بيند. مروجين توسعه منابع انساني اين نكات را درتعاريف مربوط به توسعه منابع انساني به صورت توسعه فرهنگي و فرآيندهايي تعريف كرده اند كه باعث تشويق و يكپارچگي سازماني و توسعه افراد براي رسيدن به اهداف سازماني است.
در سال 1983، جامعه آمريكا آموزش و توسعه جمعي از متوليان توسعه منابع انساني در آمريكا را رهبري كرد و نقشهاي كليدي را كه به صورت كامل به وسيله آنها تحت چهل حوزه كاري انجام مي شد را موردبررسي قرار داد. به نظر مي رسد كه در حوزه الفبايي، كلمه استراتژيست دوازده جايگاه دارد و رويكردهاي سنتي براي توسعه منابع انساني، با درجات مختلفي از بحث، موردانتقاد قرار گرفته اند و بيشتر به تكنيك هاي عملياتي نسبت به مسائل استراتژيك و حذف به كارايي به جاي اثربخشي تاكيد گرديده است.
در اين حوزه جديد، توسعه منابع انساني به صورت فزاينده اي بر روي فعاليتها و معيارهاي استراتژيك بازرگاني باتوجه به معيــــــار طرح ريزي استراتژيكي تاكيد كرده است.
در اين حوزه بحث، روت ول و كازانس، يك نكته جالب را بيان داشته اند: برنامه هاي منابع انساني نبايد به وسيله برنامه هاي استراتژيك تجاري به كنار گذاشته شوند و توسعه منابع انساني بايد متقابلاً برنامه هاي استراتژيك تجــاري را تحت تاثير قرار دهند و به وسيله آنها نيز تحت تاثير قرار بگيرند(تاثير متقابل).
تجربيات شخصي من بيان مي كند كه اين كانون موضوعي است كه مربوط به ارتباط بين توسعه منابع انساني و مديريت منابع انساني در ابتداي اين قرن است. مسئله نفوذ در مفهوم استراتژيك بيان كننده دستيابي به يك درگيري فعال در فرايندهاي برنامه ريزي تجاري وسيعتر است و اين عقيده اغلب در اصول پابرجاست تا درعمل.
روت ول و كازانس بر اين باورند كه توسعه منابع انساني استراتژيك، درواقع فرايند تغيير يك سازمان و سهامداران بيرون آن است، درواقع گروههاي داخل آن و افراد مشغول به كار در آن به يادگيري برنامه ريزي شده براي كسب دانش و مهارتهاي موردنيازبراي آينده مبادرت مي كنند و چهار فاكتور كليدي را پيشنهاد مي كنند كه به نظر مي رسد همگي در شرف وقوع هستند:
بايد درپي يك رسالت كلي براي سازمان بود و استراتژي توسعه منابع انساني با آن مرتبط باشد؛
برنامه اصلي در سازمان بايد باتوجه به مهارتهاي انساني قابل دسترس براي اجراي آن و راهكارهايي
مربوط براي تعيين آن مهارتها موردسنجش قرار گيرد؛ افراد در همه سطوح در سلسله مراتب سازماني (زنجيره ســـازماني) بايد در مسئوليت پذيري و قابليت پـاسخگويي براي توسعه منابع انساني سهيم باشند؛
بايد يك فرايند برنامه ريزي كلي و سيستماتيك و رسمي براي سازمان و دپارتمان پرسنلي و توسعه منابع
انساني وجود داشته باشد. چارچوب كلي مفروضات اين فاكتورها عبارتند از:
الف - يك زمينه منطقي و استراتژيك سازماني؛
ب - دستيابي به فرايندهاي برنامه ريزي استراتژيك به وسيله مشاركت كنندگان در توسعه منابع انساني.
آسن دوتال، هم مثل ساير پژوهشگران توسعه منابع انساني باتوجه به سازمانهاي خصوصي و عمومي بيان كرد كه به هرحال، روت ول و كازانس توسعه منابع انساني را در يك سناريوي تاحدي مطلوب موردبحث قرار دادند. درعمل شرايط الف و ب اغلب به وفور وجود ندارند و دست اندركاران توسعه استــــراتژيك منابع انساني به صورتي عمل مي كنند كـه اغلب ازطريق نمايش غيرمستقيم دست انـــــدركاران توسعه منابع انساني، تحت تاثير قرار بگيرند. طبيعت اين ارتباط و تنشها و استرس هاي آن به صورت مفصل بيان مي شود.
چارچوب كلي در مديريت منابع انساني
مديريت منابع انساني، همان طور كه از نامش پيداست، به طوركلي با مديريت مردم در ارتباط است. مــــديريت منابع انساني شامل تمام تصميم گيريهاي مديريتي و اقداماتي است كه روي ماهيت ارتباط بين سازمان و كارمندان آن يا منابع انساني تاثير مي گذارد. مديريت منابع انساني به طور طبيعي به عنوان يك رشته از مديريت پرسنلي شناخته مي شود كه ريشه در كار اصلاح گران اجتماعي، مديران دفاتر رفاهي، توافق مذاكره كنندگان و تحليل گران نيروي انساني دارد. «فولر» هم روي تفاوت واقعي بين مديريت منابع انساني و مديريت سنتي پرسنلي تاكيد كرده است.
ديدگاهها و رويه هاي كل گراي مدرن مديـــــريت منابع انساني را تحت تاثير قرار مي دهد و بيان مي كند كه بسياري از وظايف مديريت مردمي به وسيله دپارتمان متخصصان پرسنلي، موردقبــول واقع شده اند و هم اكنون به وسيله مديران صفي به عنوان جزئي از كار عادي آنها اداره مي شود. وظايف پرسنلي به صورت گسترده درحمايت مشاوره تكنيكي دروني، تكامل مي يابد و اين كار همگام با پيشرفت در وظايف مديران صفي صورت گرفته است. و درواقع مديريت منابع انساني يك موضوع مفهومي بين آن دو است. در سالهاي اخير، ابعاد استراتژيكي موردبحث در مديريت منابع انساني شامل موارد زير بوده است:

1 - استفاده از برنامه ريزي؛
2 - يك رويكرد پيوسته براي طراحي و مديــريت سيستم هاي پرسنلي براساس يك خط مشي استخدامي مبتني بر استراتژي نيروي انساني، كه توسط اغلب صاحبنظران موردتاييد قرار گرفته باشد؛

3 - تركيب فعاليتهاي مديريت منابع انساني و خط مشيهاي آن در برخي از استراتژي هاي تجاري؛
4 - درنظر گرفتن كاركنان سازمان به عنوان يك منبع استراتژيك براي دستيابي به مزيت رقابتي جنبه هاي استراتژيك، بسيار مهم هستند چون بعضي از مشكلات بزرگ كه اخيراً به وسيله سازمانها ديده مي شود
حاصل پيچيدگي و تغييرات سريع و آشفته محيطهايي است كه آنها در آن كار مي كنند. در اين حالت، سازمانها بايد ياد بگيرند كه چه طور كار كنند و چطور خود را سازماندهي كنند. بعضي از ابداعات رايج شامل موارد زير است:
اشكال جديد استراتـــــژي به صورت (كوتاه مدت و انعطاف پذير)؛
انواع جديدي از سازمان (مثل ساختارهاي تكامل يافته و انعطاف پذير)؛
راههاي جديد استفاده از بازار كار(مثل كار نيمه وقت / قراردادهاي كوتاه مدت)؛
روابط استخدامي جديد(مثل روابط متقابل و تسهيم سود)؛
خط مشي جديد براي رسيدن به مزيت رقابتي؛
تاكيد بر تغيير مديريت به عنوان يك اصل رقابت سازماني.

همگرايي
تاثير تركيبي حاصل از اين تغييرات بدين معناست كه دست اندركاران منابع انساني از هر دو خط مشيهاي توسعه و مديريت، روشهاي جديدي را براي كار به صورت هماهنگ، انعطاف پذير و استراتژيكي پيدا كرده اند. تغييرات محيط بيروني كه در بالا بيان شد حاوي يك تغيير اساسي در روابط صنعتي در دهه گذشته بوده است و آن شامل كاهش تاثيرات اتحاديه هاي صنفي هستند و تاكيد زيادي بر موضوعهاي دوجانبه مانند؛ (اهداف دوجانبه، تاثير متقابل، احترام متقابل، پاداش دوجانبه و مسئوليت متقابل) كه بين مديريت و نيروي كار حاصل مي شوند، دارند.
اين پيشرفتها، بخصوص در آمريكا، وظايف مديريت منابع انساني را از تمركز به حل مشكلات روابط صنعتي مربوط به پرسنل، به طرف مسائل مديريت استراتژيك منابع انساني مي كشاند و باعث توسعه مهارتهاي كاركنان و ظرفيتهاي آنها براي رسيدن به اهداف استراتژيك تجاري مي شود.
اين موضوع بدين دليل بيان مي شود كه مديريت منابع انساني خود را خيلي به توسعه منابع انساني نزديك مي داند. طبيعت اين همگرايي خيلي مهم است چون همان طور كه وظايف مديريت منابع انساني در داخل سازمانها از وظايف ستادي به وظايف صفي تغيير مي كند، وظايف توسعه منابع انساني اغلب با خود عامل توسعه منابع انساني تناسب پيدا كرده و بـه سادگي به عنوان يك زيرمجموعه اي از وظايف مديريت منابع انساني شناخته مي شود.
ادغامي كه در سال 1994 در موسسه مديريت پرسنلي، و موسسه آموزش و توسعه براي شكل دهي موسسه پرسنلي و توسعه صورت گرفت، موردتوجه بسياري قرار گرفت، اين امر كمك كرد كه طبيعت متقابل اين روابط هماهنگ، تقويت شود ولي سوالهايي درارتباط با ميزان حصول اهداف وسيع تر هنوز باقي بماند.
تنشها
دراصل، جايگزيني مجدد توسعه منابع انساني دركنار مديريت منابع انساني با روابط نزديك با مديريت صفي، باعث ايجاد فرصتهاي مناسب براي تكامل فرايندهاي برنامه ريزي استراتژيك تجاري مي شود. اگرچه مشكلات عملي موجود در چارچوب كاري مرتبط با زمينه هاي سازماني، مخصوصاً درجايي كه توسعه منابع انساني به عنوان يك عامل وابسته درنظر است، هنوز وجود دارد.
هنري و پتي گرو (1990) و موريس (1974)، اين تنشها را به وسيله تعريف تمايـــــزات زيربنايي فلسفي بين قواعد و رويه هاي منابع انساني توضيح داده اند. در مباحث اخير، درباره مفهوم «منابع انساني»، سوالهاي اساسي درباره پتانسيل هاي ناسازگاري كه از رويكردهاي اساسي بر اصول فايده طلبي - ابزارگرايي (منابع انساني) افزايش يافته است و اين اساس گسترش انسان گرايي است (به كارگيري منابع مفيد انساني). رويكرد ادغامي داراي ويژگيهايي است. اول اينكه كارمندان را به عنوان يك هزينه ضروري درنظر مي گيرد درحالي كه همان كارمندان را به عنوان يك دارايي باارزش درنظر مي گيرد. درسال 1990، مديريت منابع انساني در متون انگليسي، عناصر مهم خود را درباره ابزارسازي حفظ كرده درحالي كه توسعه منابع انساني بيشتر بر مباحث توسعه اي دلالت دارد. پتانسيل بالقوه براي كثرت گرايي آينده و اصطكاك بين اين موقعيتها، درباره موسسه مديريت پرسنلي و موسسه آموزش و توسعه در مباحث قبل از سال 1994 منعكس شده است.
مديريت منابع انساني و توسعه منابع انساني به صورت حرفه اي، سعي در ساخت روابط دقيق با هم دارند، تا پتانسيل موجود براي ايجاد خط مشي ملي موثر را در حوزه منابع انساني ايجاد كنند. عقيده زيربنايي اين است كه 72000 عضو متحد بايد بلندتر از 52000 عضو موسسه مديريت پرسنلي و 20000 عضو موسسه آموزش و توسعه كه به صورت مجزا هستند، صحبت كنند. اگر ما نتوانيم يك صدا صحبت كنيم، در آن صورت نبايد اصلاً صحبت كنيم. ازطرف ديگر موسسه آموزش و توسعه داراي توجه ويژه اي به اين امر است كه منابع انساني توسط مسائل ماهيتي پرسنلي تحت تاثير قرار مي گيرند. سوال اساسي ديگر علي رغم توجه به منابع انساني، در رابطه با سازگاري بين توسعه منابع انساني و مديريت منابع انساني است، كه ممكن است بي اساس هم نباشد. دست اندركاران توسعه منابع انساني اغلب ارتباط كمتـــري با مسائل كنترل نسبت به دست اندركاران مديريت منابع انساني دارند و بيشتر عقايد جديد را درباره پتانسيل فردي / گروهي مي پذيرند. انعكاس اين تنشها تناقض سازماني وسيعي را به وجود مي آورد كه توسط «استاسي» بيان گرديده است. او بحث مي كند كه وقتي يك سازمان در محيطهايي كه به سرعت درحال تغييرند كار مي كنند نياز به رسيدن به سازگاري و ثبات دارد تا جنبه هاي كاري موجود خود را در يك حالت موثر به طور روزانه تعديل سازد.
درحالي كه در زمان مشابه ديگر نياز به خنثي كردن سازگاري و ثبات دارد تا بتوان حركات جديد را ايجاد كند. درعمل اگر مديريت منابع انساني با مسائل كنترلي ارتباط داشته باشد و براي رسيدن به سازگاري و ثبات با پرسنل تناسب پيدا كند در آن صورت راههاي توسعه منابع انساني باعث ايجاد خلاقيت و نوآوري مــــي شود كه ممكن است بي فايده به نظر برسد ولي علي رغم آن توليد بالقوه اي از منابع انساني در بلندمدت عايد مي شود.
نتيجه گيري
با وجود همه اين مسائل، فشارهاي محيطي ممكن است باعث ايجاد شكاف بين قواعد و رويه هاي پرسنلي شود. رويكردهاي اخير در عملكرد استخدامي سواي جهت گيريهاي مسير شغلي به طرف قراردادهاي كوتاه مدت، يك مورد خاص است و باعث افزايش توجه منابع انســــاني درباره اين امر مي شود كه چطور مي توان به تعهد كارمندي و ايجاد انگيزه در يك قرارداد كوتاه مدت دست يافت.
در سطوح استراتژيكي بالاتر، توسعه منابع انساني و مديريت منابع انساني نياز به يكپارچگي نزديكتر در حوزه توسعه اي دارند البته اگر فوايد عملي آنها حاصل شود، بخصوص درمورد توانايي سازمانها براي چالش در محيط خود، اين يك موضوع بسيار مهم است. كارمندان آموزش ديده در مهارتهاي جديد بدون توجه به موارد توسعه سازماني، باعث ايجاد تكرار اشتباهات قبلي و يا تدارك نامناسب براي كار به وسيله چالشهاي پيش رو در آينده مي شوند. اين نظريه توسط آرگريس (1992) براي توجيه اين امر به كار رفت كه چه چيزي به عنوان حلقه دوطرفه يادگيري شناخته مي شود و آن نيز يك فاكتور كليدي است كه موفقيت سازمان را تحت تاثير دارد (بدين معني كه آن به طور واضح به بيشتر سوالهاي سازماني پاسخ دهد).
همان طور كه بيان شد، بحث درباره روابط بين مديريت منابع انساني و توسعه منابع انساني و فلسفه وجودي سازمان از موفقيت سازماني / حرفه اي آنها، براي بيشتر سازمانها ادامه خواهد داشت. اگر توسعه منابع انساني، با موارد مربوط به توسعه آن، يك نقش استراتژيكي واقعي را در آينده در سازمانها اعمال كند، در آن صورت مسائل اصلي براي بحث و موضوعها به صورت زير است:
1 - وضعيت توسعه منابع انساني: به صورت كامــل به عنوان يك قاعده حرفه اي شناخته مي شود و به صراحت به عنوان يك زيرمجموعه از وظايف مديريت منابع انساني بحث مي شود.
2 - موقعيت توسعه منابع انساني: به صورت كلي در فرايند برنامه ريزي تجاري سازماني در كنار دست انــدركاران مديريت منابع انساني قرار مي گيرد.
3 - نقش توسعه منابع انساني: آزاد است تا چالشي عمل كند و روي مفروضات فرهنگي تاثير بگذارد و ارزشها و عملكردهاي سازمانها را بدون ترس از ايجاد خود بيگانگي بيان كند.
در پايان، هاريسون (1993)، موارد بيان شده اهداف ادغامي درباره موسسه مديريت پرسنلي و موسسه آموزش و توسعه را بيان كرد و اظهار اميدواري كرد كه هماهنگي دقيق تر بين دست اندركاران باعث ايجاد اين امر شود كه اولاً توسعه منابع انساني با دستيابي به فرايندهاي برنامه ريزي استراتژيك در كنار مديريت منابع انساني قرار گيرد و ثانياً مديريت منابع انساني با نگرش عميق تر نسبت به مسائل توسعه اي ازطريق توسعه منابع انساني واردعمل شود. توسعه آينده اين روابط سمبوليك نياز به ايجاد، تعهد، صبر و انسانيت دارد ولي چالشهاي سال 2000 و بعد از آن باعث ايجـــاد ارتباط نزديكتر بين اين وظايف مي گردد و يك راه مثبت است كه پيش روي داريم. سالهاي پيش رو، زماني براي آزمايش هستند.




چهارشنبه، 7 امرداد، 1383
بي‌سوادي نوين

كشورهاي عقب‌مانده سعي فراواني به خرج دادند تا مگر بتوانند ضعف فرهنگي خود را نسبت به غرب جبران كنند. آنها نيز بي‌سوادي را به عنوان يكي از عمده‌ترين شاخص‌ها در پيش گرفتند. با اين حال به زودي مشخص شد بي‌سوادي نوين جاي حروف الفبا را گرفته است.
حدود 20 سال پيش، انتشار كتاب‌هايي چون شوك آينده، موج سوم، جابه‌جايي قدرت، به سوي تمدن جديد و جنگ و ضد جنگ از سوي تافلرها (الوين و هايدي) آغاز راهي پرخطر را نويد مي‌داد، راهي كه از نظر خود آنها نبايستي زياد هم طول مي‌كشيد تا به سرانجام برسد.
تافلر معتقد بود كه هر چند موج اول حدود 1000 سال به طول انجاميده است ولي موج دوم (Mas Industrial) يا به قول تافلر جامعه متجدد چيزي حدود 300 سال در حال چالش بود تا آنكه توانست استقرار يابد. در عين حال موج سوم يا (re – engineering) مطمئناً اين مدت را كاهش خواهد داد و با شتاب بيشتري به پيش خواهد رفت.
واقعيتي كه همه‌ي جامعه جهاني را به خود مشغول داشته، انتقال از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعات پايه است كه گاه از آن به عنوان انقلاب اطلاعاتي نام برده مي‌شود. اطلاعات يا به قولي ـ دانايي ـ تبديل به ابزار پرقدرتي شده است تا ملت‌ها را براي رسيدن به توسعه اقتصادي و اجتماعي ياري رساند. ولي آنچه بيشتر جلب نظر مي‌كند اين است كه گويا شكاف بين غني و فقير در جامعه اطلاعاتي بسيار گسترده‌تر از جامعه صنعتي است. اين شكاف كه از آن به شكاف ديجيتال تعبير مي‌شود از دو منظر قابل بازبيني است. اول از لحاظ ديجيتالي كه ناشي از دانش الكترونيك مي‌باشد و دوم از نظر عقب‌ماندگي اطلاعاتي كه همان موج سوم است كه تافلر مطرح مي‌كند، زيرا از نظر وي هنوز بسيارند كساني كه در جوامع اول و دوم روزگار سپري مي‌كنند.
كشورهايي هستند كه به قولي غني شده از دانش به شمار مي‌‌روند. اين كشورها با داشتن معادن اطلاعاتي، قلب‌هاي موج سوم به شمار مي‌روند. در اين بين كشورهايي كه اطلاعات از آنها دريغ شده است نيز وجود دارند كه بايستي فكري به حال آنها كرد.
اين عقب‌ماندگي مسأله‌اي نيست كه فقط در قالب ديجيتالي آن به عنوان يك تكنولوژي شيك مورد عنايت باشد بلكه در كنار آن فرصت‌هاي رشد اقتصادي و توزيع ثروت از يك سو و پيشرفت‌هاي بهداشتي، خدماتي و آموزشي از سوي ديگر همه و همه در بطن اين انقلاب اطلاعاتي قرار گرفته است.
گذرگاه‌هاي الكترونيك يا بزرگراه‌هاي اطلاعاتي سبب مي‌شود انسجام در سيستم‌ها و زيرساخت‌هاي جامعه اطلاعاتي به بالاترين حد خود برسد. ولي اين چرخه كاملاً به نفع كشورهاي شمال در جريان است. در رقابت جهاني اطلاعات، كشورهايي پيروز مي‌شوند كه دگرگوني ناشي از اين امواج را با كمترين جابه‌جايي و ناآرامي ناخواسته و خارج از كنترل به انجام رسانند و اگر كشوري موفق شد اين جابه‌جايي را با كمترين تلفات به پايان برساند آماده است تا به دنياي ديجيتال شده اطلاعاتي پاي گذارد.
اگر روزي دولت‌هايي كه هنوز انقلاب اطلاعاتي را تجربه نكرده‌اند بتوانند در اين مسير گام بگذارند و با تحول دولت خود به e – government يا دولت الكترونيك برسند، مطمئناً خواهند توانست حاشيه‌راندگي از نوع جديد را پشت سر گذاشته و دوباره به بطن جامعه جهاني بازگردند. ولي تا اين تحول به وقوع نپيوسته است، هنوز آنها در كناره‌هاي خط طولي زمين اطلاعات منتظر خواهند بود تا نوبت آنها برسد. اين حاشيه‌نشيني باعث مي‌شود تا تعادل نيروهاي بين‌المللي نيز به هم بخورد. مناسبات داخلي و بين‌المللي هم از اين پس حول محور انقلاب اطلاعات در حال تحول است و تا دولتي خود را با اين موج سريع‌السير همگام ننمايد نخواهد توانست به معادلات قدرت در امور داخلي و بين‌المللي چنگ بيندازد و در حل و فصل آنها نقش‌آفرين گردد.
از نظر تافلر، نماد تمدن اول بيل بود كه در كشاورزي پايه و اساس به شمار مي‌رود و نماد تمدن دوم خط توليد. حال آنكه او نماد تمدن سوم را كاميپيوتر مي‌داند كه خود ميزبان شبكه‌هاي اينترنت است. اينترنت كه بزرگ‌ترين دستاور ارتباط بشر به شمار مي‌رود ابتدا قرار بود فرصت‌هايي برابر براي همه جامعه جهاني بيافريند، فرصت‌هايي كه حتي دولت‌هاي جنوب نيز از آن بهره‌مند باشند و از اين طريق اطلاعات به نحو يكسان و در حد مطلوب در سراسر جهان جريان يابد.
گسترش اينترنت با زبان انگليسي و فرصت نيافتن فرهنگ‌هاي بومي باعث شده است اينترنت از هدف والاي خود فاصله بگيرد. فضاي الكترونيكي حدود 70% ظرفيت خود را با زبان انگليسي پركرده است ـ هر چند لفظ پر شدن، چندان مناسب نيست و بهتر است بگوييم 70% دارايي آن با زبان انگليسي انباشته شده است ـ هرچه سهم دولت‌ها در ميدان اطلاعات بيشتر مي‌شود و آنها مي‌توانند سهم متفاوت‌تري نسبت به گذشته به خود اختصاص دهند، نگرش آنها نسبت به گذشته تفاوت كرده و موضع‌گيري‌هاي جديدي از خود بروز مي‌دهند. با وجود اين هيچ كس شك ندارد كه اهداف شبكه جهاني بسيار بيشتر از آن است كه هم‌اكنون به دست آمده است. اهدافي چون ايجاد جامعه اطلاعاتي مردم محور و همه شمول و توسعه‌مدار يا جامعه‌اي كه همه بتوانند به اطلاعات آن دسترسي داشته باشند و آن دانايي‌ها را به كار گيرند.
ويژگي ديگر جامعه اطلاعاتي شتاب است. در اين جامعه پول با سرعت در حال حركت است و اين سرعت سبب مي‌گردد كه پول در دست كسان زياد‌تري هم قرار گيرد و به آنها نيز كمك نمايد. در عين حال تفاوت تكنولوژي يا شكاف ديجيتالي سبب گرديده است اين گردش عموماً ميان كشورهاي شمال بوده و سبب ثروتمندتر شدن آنها گردد و كشورهاي جنوب همچنان فقير و فقيرتر گردند.
سازماندهي سابق كاملاً در حال فروپاشي است و از نومهندسي كردن يا re – engineering درحال طراحي مجدد اما متفاوت‌تر و كاربردي‌تر حول محور فرايندهاست. در اين فرايند آنچه اهميت دارد بصيرت و اطلاعات است و نه تعداد كارگران و بيشتر بودن خطوط توليد. اين انقلاب بر شيوه‌هاي جديد بهره‌برداري از دانايي استوار شده است. امروزه گسترش و توزيع و تسلط بر اطلاعات كه به آن عنوان (IT) اطلاق مي‌شود كانوني است براي بهره‌وري و فعاليت براي كسب قدرت بيشتر و اين همان نقطه‌اي است كه نوعي درگيري عميق را بين تمدن جديد كه مبتني بر اطلاعات و ارتباطات است با تمدن‌‌هاي سابق ايجاد نموده است.
مثال عمده‌اي كه مي‌توان در اين باره مطرح كرد مسأله استفاده از انقلاب دانش اطلاعاتي در نيروهاي نظامي است. اين مسأله كه به آن لفظ C4I اطلاق مي‌گردد در سه جنگ سال 91 (طوفان صحرا) و افغانستان و جنگ سال گذشته عراق به كار برده شده است. فناوري مذكور قسمتي از فناوري اطلاعات (TI) است كه كاربرد نظامي دارد. نيوت گنگريج رئيس سابق مجلس نمايندگان آمريكا مي‌گويد: در سال 1991 جهان شاهد اولين جنگ بين سيستم‌هاي نظامي موج سوم با يك ماشين كهنه موج دومي بود.
طوفان صحرا انهدام يك جانبه عراقي‌ها به دست آمريكايي‌ها و متحدانش بود آن هم بيشتر به اين دليل كه سيستم‌هاي موج سومي به طرز كوبنده‌اي ثابت كردند كه سيستم‌هاي ضدهوايي پيچيده نسل دوم در برابر جنگنده‌هاي رادارگريز موج سوم هيچ خاصيتي ندارند و ارتش‌هاي سنگر گرفته موج دوم در مواجهه با سيستم‌هاي اطلاعاتي موج سوم براي هدف‌گيري و لجستيك به سهولت مقهور و منهدم مي‌شوند.
جهانيان يك بار ديگر در برابر نظريه‌پردازان آمريكايي كوتاه آمده‌اند و پيش‌بيني‌هاي آنها باز درست از آب درآمده است. IT رفته رفته كل جهان را به اشغال خود درمي‌آورد و حتي با مجهز شدن به سيستم‌هاي مخابراتي و گذار IT به ICT اين تحول عمق بيشتري نيز به خود گرفته است. يك بار ديگر جهان چيزي حدود 20 سال بعد از اينكه يك نظريه‌پرداز تحول امري را پيش‌بيني نمود و آمريكايي‌ها خود را در قبال آن آماده كردند، به جنب و جوش درآمده است تا خود را در يك جبهه واحد قرار دهد تا مگر به چالش‌هاي موجود بر سر راه انقلاب اطلاعاتي مستولي شده و خود را بيمه نمايد.
چالش‌هاي فراواني در اين راه قابل پيش‌بيني است كه تسلط بر آنها نيازمند اجماع جهاني است. مسائلي مانند لزوم هماهنگي در تدوين استانداردهاي فني اينترنت، شكل دادن به مبنا و منابع اينترنت، هماهنگي در سياست‌هاي جلوگيري از انحراف در استفاده از اينترنت، مسائل امنيتي و حفاظتي در شبكه و مقابله با برنامه‌هاي مخرب و مسائلي از اين دست. هر چند پايه و اساس در جامعه اطلاعاتي، آزادي اطلاعات و جريان يافتن آنها در بزرگراه‌هاي اطلاعاتي است ولي لزوم قانومند شدن برخي امور نشان مي‌دهد كه باز بودن بي‌حد و حصر شبكه و فقدان قانونمندي آن مي‌تواند آسيب‌هاي مخربي نيز در پي داشته باشد.
دولت‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه مي‌بايد نحوه عمل واحدي را براي رويارويي با چالش‌ها برگزينند و از پراكندگي پرهيز كنند. براي شكل‌گيري اين عمل واحد، حضور كشورهاي جنوب در كنار كشورهاي شمال مهم تلقي مي‌شود. علت آن، بين‌المللي بودن ذاتي اينترنت است. اينترنت به صورت ذاتي و ريشه‌اي مرز نمي‌شناسد. يعني تصور شدني نيست كه يك كاربر تنها به سايت‌هاي داخلي دسترسي داشته باشد و براي راه يافتن به سايت‌هاي خارجي از گذرنامه يا پاسپورت استفاده كند. به همين دليل براي آنكه قانونگذاري اطلاعاتي مفيد فايده گردد، بايستي عملاً بين‌المللي باشد.

تشكيل اجلاس WSTS (world summit information society)
در سال 1998 در نشست ITU (اتحاديه بين‌المللي مخابرات) اعضا به اين نتيجه رسيدند كه شكاف غني و فقير زياد شده است. با توجه به نقش‌آفريني ابزارهاي مخابراتي در عرصه جهاني از جمله اقتصاد بين‌المللي، اين اتحاديه تصميم گرفت حركتي براي مهار اين شكاف شروع نمايد. بر پايه همين ايده بود كه سازمان ملل تصميم گرفت اين فكر را قانونمند نمايد. مجمع عمومي سازمان ملل براي منظور با صدور قطعنامه‌اي از ITU خواست تا وظيفه برپايي اجلاس سران را بر عهده بگيرد، اجلاسي كه در آن بتوان با حضور سران كشورهاي جهان به بيان حساسيت اين مسأله پرداخت. علاوه بر آن سازمان ملل از مدت‌ها قبل خود نيز به فكر چنين حركتي بود.
وقتي بيانيه هزاره در سازمان ملل مطرح بود يكي از بندهاي قابل توجه آن دقت در نقش ارتباطات و اطلاعات بود، زيرا اين دو مي‌توانستند نقش عمده‌اي در توسعه پايدار هزاره سوم ايفا كنند. در واقع سازمان ملل پس از تصويب كليات، پرداختن به جزئيات و عملي كردن اين تفكر را به ITU واگذار كرد، زيرا طبق منشور ITO به دليل اينكه سازماني تخصصي به شمار مي‌رود وظيفه‌هاي اينچنيني را نيز به گردن دارد. پايه و اساس براي اين مسأله نيز منشور ملل متحد و اعلاميه جهاني حقوق بشر است. سازماندهي اين اجلاس هر چند با رياست دبير كل ITU بوده است ولي با حضور سازمان‌هاي ديگر از جمله UNESCO, WTPO, UPU, WHO, FAO, ILO, UNEP, UNTDO, IEIA, ICAO و چند سازمان ديگر ابعاد مهم‌تري به خود گرفت. حضور سازمان‌هاي غيردولتي مدعو در كنار دولت‌ها نشانه ديگري از اهميت WSIS بود. حمايت از مصرف‌كنندگان، توجه به نقش ارتباطات و اطلاعات در توسعه فرهنگي، توجه به حريم خصوصي افراد در عرصه ICT و توجه به امنيت و اخلاق و مسائل مربوط به تنوع فرهنگي از جمله دستور كارهايي بود كه WSIS به آنها پرداخت. اين اجلاس اولين حركت جهاني نبود، هر چند اولين باري بود كه سران كشورها بر سر موضوع جامعه اطلاعاتي گردهم آمده بودند. اقداماتي چون، نيروي ضربت سازمان ملل براي تكنولوژي‌هاي ارتباطاتي و تلاش كشورهاي صنعتي دي‌هشت در اين زمينه كارهايي بود كه قبلاً به انجام رسيده بود.
قبل از اجلاس ژنو سه نشست تداركاتي در همين شهر برگزار شده بود. نشست اول با حضور 950 شركت كننده از 142 كشور و همچنين نهادهاي بين‌المللي غيردولتي و مجامع اقتصادي، نشست دوم هم با حضور 1500 شركت‌كننده و همچنين نشست سوم كه مدتي قبل از اجلاس اصلي در همان شهر برگزار شده بود.
پنج اجلاس منطقه‌اي هم در پنج منطقه از جهان برگزار گرديد. اين پنج اجلاس در شهرهاي باماكو (مالي)، بخارست (روماني)، توكيو (ژاپن)، باوارو (دومينيكن) و بيروت (لبنان) برگزار شده است. اينها مقدماتي بود تا به وسيله آن دولت‌ها براي حضور در اجلاسيه نهايي آماده شده و به وحدت عمل منطقه‌اي دست يابند.
اين اجلاس مسيري جديد پيش روي سازمان ملل قرار داد تا براي ورود به عرصه ICT آماده شود. هر چند قصد اجلاس WSIS بيشتر ايجاد يك جبهه واحد بود تا بتوان به يك ديدگاه و درك مشترك نائل آمد ولي نتايج ديگري نيز از آن ناشي گرديد. از جمله اين نتايج مي‌توان به قول همكاري اروپايي‌ها به آفريقا در زمينه كمك به ايجاد طرح‌هاي ICT اشاره كرد. اعلاميه پاياني نيز نشان داد هر چند دولت‌هاي متفاوت ديدگاه‌هاي مختلفي در مواجهه با اينترنت دارند ولي همچنان اميدواري براي رسيدن به يك اجماع جهاني همچنان باقي است.
ايجاد يك مركز جهاني براي اعمال مديريت و سياست‌گذاري بين‌المللي براي اينترنت و كمك به فراهم‌سازي زيرساخت‌هاي ارتباطي دولت‌هاي فقير و در حال توسعه از جمله نكات مثبت اين اجلاس بود.
اجلاس بعدي سران كه قرار است سال 2005 در تونس بر پا گردد نيز مي‌تواند نتيجه عملي اولين توافقات را بررسي كرده و مسيري روشن‌تر را براي جامعه اطلاعاتي ترسيم نمايد.



سه‌شنبه، 2 تیر، 1383

سلام به لينکهای حاشيه صفحه سری بزنيد در ضمن می توانيد مطالب مدير مدرسه

را در وبلاگهای ذيل ببينيد

۱

-وبلاگ ريحانی خلاق

 

۲-وبلاگ ايده های فن آورانه

 

۳-وبلاگ شورای آی تی

 



شنبه، 30 خرداد، 1383
شوراآی تی

سلام به شورای آيتی سری بزنيد وبا تجربيات ونظرات خويش گروه مارا ياری فرمائيد

نشریه شماره صفر گروه آی تی خمین 



یکشنبه، 30 فروردین، 1383
فن آوری بيگانه با دانشگاههای ايران

سه شنبه، ۲۶ اسفندماه ۱۳۸۲

گزارشی از وضعيت استفاده از فناوری اطلاعات در دانشگاه‌های كشور


فريال طهماسبي
شرق - بيست و ششم اسفند - استفاده از فناوري اطلاعات در دانشگاه‌هاي كشور و همسو ساختن آن با شاخص‌هاي توسعه ملي و جهاني از سوي صاحبنظران و استادان دانشگاهي در حالي مورد تاكيد است كه با سياست گذاري خاص مسئولان استفاده و بودجه اين فناوري فقط به دانشگاه هاي فني مهندسي اختصاص يافته و دانشگاه هاي علوم انساني از فناوري اطلاعات بي بهره اند.
اين در حالي است كه ناهمگوني آشكار ميان مراكز دانشگاهي به عنوان مراكز فرهنگ ساز به خصوص در دانشگاه هاي علوم اجتماعي، اين بيگانگي را تشديد مي كند.براساس يك تحقيق انجام شده از سوي ۳۰ دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي تنها يك نفر با اينترنت كار مي كرد و دو نفر ازmail -e آن هم صرفاً براي فعاليت هاي تفريحي استفاده مي كردند و كمتر دانشجوي علوم اجتماعي نگاه علمي به استفاده از فناوري اطلاعات داشته است.هم اكنون با ايجاد تحولي جديد در زمينه استفاده از فناوري اطلاعات، حركتي نويد بخش در دانشگاه هاي ما آغاز شده است اگر چه مبحث فناوري، به تنهايي مطلب جديدي نيست، و از قبل هم مطرح بوده است، ولي هنگامي كه فناوري اطلاعات در مقوله آموزش عنوان مي شود، بستر جديدي را در زمينه استفاده از اطلاعات و ارتباطات در سطوح آموزشي مي گشايد.

دكتر مسعود شفيعي، معاون تحقيقات و فناوري وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات با اشاره به اينكه امروزه فلسفه يادگيري جانشين تدريس مي شود، تاكيد مي كند: «دانشجويان ما بايد خود به دنبال فلسفه يادگيري باشند. به عبارتي آموزش و پژوهش بايد در هم ادغام شود. اگر دانشگاه هاي ما تا پيش از اين جهتي يك سويه را طي مي كردند، با طرح مباحث فناوري اطلاعات و استفاده از جديدترين راه هاي ارتباطي براي كسب دانش، ديگر بايد جهتي دايره وار به خود بگيرد و استاد محوري از بين برود، تا بدين ترتيب دانشجو خود نيز بتواند به دنبال اطلاعات برود، از سوي ديگر نيز استاد در تعامل با دانشجو، از جديدترين مطالب آموزشي اطلاع يابد.»وي در ادامه با توجه به امكانات موجود در دانشگاه هاي كشور معتقد است كه گرچه نسبت به امكانات دانشگاه هاي خارجي، ما هنوز در گام هاي اوليه هستيم، ولي استفاده از اينترنت در مقطع كارشناسي ارشد ودكترا، باعث شده كه دسترسي خوبي به اطلاعات در سطح آموزش عالي فراهم شود.موضوع ديگر از بين رفتن بعد مكان است.
اگر در گذشته دانشجويي قصد دسترسي به اطلاعاتي را داشت، حتماً مي بايست در مكان حضور يابد، ولي در حال حاضر مشكل بعد مسافت از بين رفته و دسترسي به هرگونه اطلاعاتي از يك مكان دورتر امكان پذير شده است.اگر چه دانشگاه هاي ما، هنوز قدم هاي اوليه را در مسير توسعه فناوري اطلاعات پشت سر مي گذارند ولي اين مانع از اين نيست كه ما نياز هاي آكادميك آموزش عالي خود را در راستاي استفاده از فناوري اطلاعات و گسترش آن به عنوان يكي از چالش هاي پيش روي آموزش عالي در قرن بيست و يكم ناديده بگيريم.دكتر محمد كاظم اكبري، رئيس دانشكده كامپيوتر و فناوري اطلاعات امير كبير و دبير اولين كنفرانس بين المللي فناوري اطلاعات و دانش، وضعيت دانشگاه هاي كشور را با توجه به امكانات موجود چنين تشريح مي كند: «در زمينه فناوري اطلاعات بايد گفت بستر ها پايه هاي آن در رشته هاي كامپيوتر، و مخابرات وجود داشته، ولي از وقتي شبكه هاي سريع ارتباطي توانستند امكانات و اطلاعاتي را از طريق اينترنت و شبكه هاي اطلاعاتي به سراسر جهان منتقل كنند، زمينه هاي كاربردي جديدي هم ايجاد شد. لذا جريان جديدي به نام IT و در نهايت IK (يعني اطلاعاتي كه دانش ايجاد كند و منتهي به يك زمينه علمي فكري شود) به وجود آمد.
بنابراين براي برگزاري دوره هاي مختلف فناوري اطلاعات در دانشگاه ها نياز چنداني به تربيت نيروي متخصص نداشتيم. لذا از نيروي موجود كمك گرفتيم و دوره هايي را در دانشگاه اميركبير تدوين كرديم.»به نظر مي رسد تربيت نيروي انساني در زمينه آموزش الكترونيكي و استفاده از فناوري اطلاعات در دانشگاه ها، يكي از اهداف آموزش عالي است كه امروزه مورد توجه صاحبنظران و اساتيد دانشگاهي قرار گرفته است. ولي اينكه آيا اهميت چنين استفاده اي از فناوري اطلاعات فقط بايد مختص دانشگاه هاي فني مهندسي باشد، جاي تامل دارد. تامل از آن جهت كه چرا استفاده از جديدترين فناوري اطلاعات و ارتباطات، تنها به دانشجويان مهندسي كمك خواهد كرد و دانشجويان علوم انساني هيچ گونه ارتباطي با فناوري اطلاعات نخواهند داشت.

محمدعلي بهريني، نويسنده مقاله «فناوري اطلاعات و گام هاي قبل از صفر» (ارائه شده در اولين كنفرانس فناوري اطلاعات و دانش) در ارتباط با لزوم استفاده دانشجويان علوم انساني از فناوري اطلاعات، توضيح مي دهد: «در بحث فناوري اطلاعات، ما صرفاً سخت افزار و نرم افزار را مدنظر داريم و اكثراً بودجه هاي مملكت را به اين امر اختصاص مي دهيم و در حال حاضر دانشگاه هاي فني مهندسي، تجهيزات لازم را از تهيه كامپيوتر گرفته تا انواع برنامه هاي نرم افزاري در جهت گسترش فناوري اطلاعات به كار مي گيرند. ولي دانشگاه ها ي علوم انساني از موضوع فناوري اطلاعات بسيار بي بهره اند. در يك تحقيق انجام شده از ۳۰ دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي، تنها يك نفر با اينترنت كار كرده بود و دو نفر از mail-e آن هم صرفاً براي فعاليت هاي تفريحي استفاده مي كردند و كمتر دانشجويي، نگاه علمي به استفاده از فناوري اطلاعات داشت.
لذا در حال حاضر يك ناهمگوني آشكار ميان مراكز دانشگاهي به عنوان مراكز فرهنگ ساز وجود دارد به خصوص دانشگاه هاي علوم اجتماعي كه تا حد زيادي موجب تحكيم نگرش فرهنگي دانشجويان مي شوند و حالا مي بينيم كه تا اين حد بدنه اين گونه دانشگاه ها، نسبت به فناوري اطلاعات بيگانه اند.»وي با تأكيد بر ضرورت استفاده از فناوري اطلاعات در مراكز دانشگاه هاي كشور، مي گويد: «اگر چه ما امروزه، كمتر شاهد شكاف ديجيتالي ميان مراكز دانشگاهي مثلاً در تهران با دانشگاه هاي شهرستان ها هستيم و خوشبختانه امكانات اوليه براي كليه دانشگاه ها در سراسر كشور فراهم شده، اما ضروري است كه همه دانشجويان اعم از رشته هاي فني مهندسي و رشته هاي علوم اجتماعي از فناوري اطلاعات استفاده كنند و با رويكردهاي علمي نسبت به اين موضوع تحقيقات پژوهشي وسيعي را انجام دهند.»

فناوري اطلاعات به معناي استفاده از تكنولوژي است. به آن معنا كه بتوانيم داده ها را پردازش كنيم، به اطلاعات برسيم و با استفاده از خدمات و كاربرد ناشي از آن اطلاعات، به جديدترين مطالب روز دست يابيم. اگر چه كامپيوتر و اينترنت بهترين ابزار براي توسعه اين تكنولوژي است، ولي بايد توجه داشت كه تنها وسيله نيست، به نظر مي رسد بايد به فكر راه هاي بسيار گسترده تري از اين ابزار بود.
در اين رابطه دكتر رضا صفابخش استاد دانشگاه اميركبير (دانشكده فني و مهندسي) تأكيد مي كند كه در حال حاضر دانشگاه هاي مهندسي در زمينه گرايش هايي چون تجارت الكترونيك، شبكه هاي كامپيوتري، سيستم هاي چند رسانه اي و... برنامه هايي تنظيم كرده اند كه دانشجويان علاوه بر سطح كارشناسي و كارشناسي ارشد تا سطح دكترا در زمينه استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات، در سطحي بالا آموزش ببينند و پژوهش هاي علمي خود را در همين زمينه ها انجام دهند.

•فناوري اطلاعات؛ گام هاي آينده

اگرچه دانشگاه هاي امروز براي رسيدن به سطح گسترده اي از توسعه فناوري اطلاعات همچنان تلاش مي كنند، ولي اين مانع از آن نخواهد بود كه برنامه هايي را براي آينده جهت توسعه هرچه بيشتر فناوري اطلاعات ناديده بگيرند.دكتر اكبري در توضيح برنامه هاي آينده در اين رابطه مي گويد: «هم اكنون پروژه اي در دانشكده كامپيوتر و فناوري اطلاعات امبيركبير در حال اجراست كه تحت نام (PLAT FORM) در حال بررسي است؛ برنامه اساسي اي كه بتواند ديگر برنامه ها را مديريت كند (learning management system).اين پروژه، يك برنامه عظيم نرم افزاري و تا حدي نيز سخت افزاري خواهد بود كه حدود ۸۰ درصد كار آن در دانشكده پيش رفته و تا پايان سال، بعد از آزمايش و تست هاي مختلف، مي توان آن را اعلان كرد و در اختيار ديگر دانشگاه ها و مراكز علمي _ آموزشي قرار داد.»وي در ادامه يادآور مي شود كه از همه مهمتر تقويت فعاليت هاي آموزشي در كنار فعاليت هاي پژوهشي است. بدين معنا كه ما بايد در آينده سعي كنيم تا آموزش و پژوهش در فناوري اطلاعات در سطوح آموزش عالي، با هم فعاليت كنند. تا از يك طرف يك جريان علمي _ فرهنگي در سطح دانشگاه ها راه اندازي شود و از سوي ديگر تربيت نيروي انساني متخصص در اين زمينه گسترش يابد كه از مهمترين عناصر موفقيت توسعه فناوري اطلاعات خواهد بود. تلاش ما بايد تربيت مغزافزار در سطح دانشگاه ها باشد.

دكتر رضا صفابخش نيز در تشريح برنامه ها و چشم اندازهاي آينده اظهار مي دارد: «از آنجا كه توسعه فناوري اطلاعات در دانشگاه ها، مستلزم هزينه زيادي است، لذا در حال حاضر با بودجه فعلي، امكان هرگونه فعاليت جدي ناممكن به نظر مي رسد. بنابراين دانشگاهيان سعي دارند تا با توسعه همكاري با صنعت، بودجه هايي را جذب كرده و در جهت برنامه هاي آينده فناوري اطلاعات به كار بندند.»ارتباط با دانشگاه هاي خارج و استفاده از تجارب آنها، يكي ديگر از برنامه هايي است كه مي توان در حوزه فناوري اطلاعات بدان دست يافت.

دكتر شفيعي با اشاره به اهميت استفاده از اساتيد خارجي در دانشگاه هاي كشور تأكيد مي كند: «اگرچه امروزه بر توانمندي هاي منابع انساني دروني كشور تأكيد مي شود، ولي نبايد چنين تصور كرد كه تنها مي توان از اساتيد داخلي استفاده كرد، بلكه همواره بايد در نظر داشت كه اگر دانشگاه هاي ما از اساتيد خارجي به صورت ويدئو كنفرانس و يا از طريق اينترنت استفاده كنند، دانشجويان مي توانند به بانك هاي اطلاعات قوي و به روز دنيا نيز دست يافته و ارتباط علمي خود را با ديگر دانشگاه هاي خارج حفظ كنند.»

•دانشگاه مجازي؛ گامي در راستاي فناوري اطلاعات

دانشگاه مجازي و آموزش الكترونيكي امكان يادگيري خارج از محيط كلاس و دانشگاه را به دانشجو مي‌دهد. در اين روش كه هيچ حد و مرزي براي آموزش قائل نمي شود به راحتي مي توان به اطلاعات تمامي رشته هاي علمي، در حداقل زمان ممكن و در هر نقطه دسترسي پيدا كرد.
دكتر اكبري در رابطه با لزوم دانشگاه مجازي و توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در اين زمينه مي گويد: «دانشگاه هاي ما در دو سطح فعاليت مي كنند، يكي در سطح معاونت آموزشي دانشگاه كه در حال حاضر پروژه هايي را براي عرضه دروس در دست اجرا دارد و ديگري در سطح مجازي، يعني فعاليت علمي در بسترهاي الكترونيكي. بدين معنا كه عرضه دروس يا در بستر اينترنت انجام مي شود يا از طريق تله كنفرانس.چنين سيستمي كه دانشگاه مجازي نام دارد براي وضعيت كشور ما نه تنها ضروري است، بلكه مي تواند گامي در جهت استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات باشد.»وي در ادامه به يكي از چالش هاي پيش رو در اين طرح اشاره مي كند و معتقد است: «اگرچه نمي توان لزوم آموزش الكترونيكي را نفي نمود، ولي برگزاري امتحانات پايان ترم دردانشگاه مجازي، يكي از معضلاتي است كه ضريب انتقادپذيري آن را نسبت به ديگر روش ها بالا مي برد.
البته يكي از راهكارهاي موجود براي حل چنين معضلي مي تواند برگزاري امتحانات پايان ترم در دانشگاه هاي فعلي باشد.»لذا مي توان اميدوار بود تا با راه اندازي و توسعه آموزش الكترونيكي، استفاده گسترده اي از فناوري اطلاعات در سطوح آموزش عالي به عمل آورد. آموزش الكترونيكي به عنوان يكي از ابزارهاي مهم در رفع مشكلات عقب ماندگي در فناوري اطلاعات امروزه توجه مجامع علمي را به خود جلب كرده است. چنين آموزشي كه در حال حاضر، به صورت بسيار گسترده در دانشگاه هاي خارج اجرا مي شود، متضمن الگوبرداري هاي متنوع و متناسب با وضع و سيستم آموزش عالي كشور خواهد بود.

ندا عبدالوند، مهندس كامپيوتر، با اشاره به اينكه فناوري اطلاعات يك علم ابزاري است و بايد بهترين استفاده را از اين ابزار كرد مي گويد: «در دانشگاه ملبورن استراليا، دانشجو قبل از ورود به دانشگاه، نامه درخواستي مي فرستد و بعد از پذيرش با همان نامه ثبت نام مي كند و داراي كد تحصيلي مي شود. سپس آن دانشجو در تمام طول تحصيل از طريق همان كد به وسيله اينترنت، سئوالات خود را مي پرسد و با هر سئوالي، پرونده اي براي او باز مي شود كه فقط مخصوص خود اوست و هر وقت بخواهد مي تواند به پرونده اش مراجعه كند لذا نه تنها دانشجو به راحتي از طريق الكترونيكي، به جواب سئوالات خود مي رسد، بلكه در وقت و هزينه راه نيز صرفه جويي خوبي مي كند.»وي به اهميت داده ها در فناوري اطلاعات اشاره مي كند و معتقد است: «فناوري اطلاعات بدون داده، هيچ فايده اي ندارد و اين مسئله اي است كه در دانشگاه هاي خارج حل شده است. فناوري اطلاعات يك علم ابزاري است كه خودش را در صنعت نشان مي دهد. حال آنكه دانشجويان ما به كلي با صنعت بيگانه اند، لذا نمي توانند از فناوري اطلاعات در زمينه صنعت سود جسته و آنها را در حل مشكلات صنعتي به كار بندند.»



یکشنبه، 30 فروردین، 1383
ويژگی های مدرسه مجازی

باسمه تعالي

مــدرســـه مـجـا زي

 

امروزه كامپيوتر همه‌ي جنبه‌هاي زندگي ما را تحت تأثير شگرف خود قرار داده است و از اقتصاد گرفته تا فرهنگ و ارزش‌ها و آموزش و پرورش و خلاصه همه چيز تحت تأثير آن متحول شده است .

مدرسه مجازي چيست ؟ يك واحد آموزشي كه از طريق استفاده از كامپيوتر ، خطوط تلفن و ارتباطات اينترنتي سعي دارد آموزش را به يادگيرندگان ارايه نمايد كه تا حدود زيادي مشابه آموزش حضوري و رو در رو باشد . معلم و شاگرد با همديگر به طور مستقيم ارتباط ندارند و اين ارتباط طوري برقرار مي‌گردد كه همديگر را احساس كنند و تصور نمايند كه در يك مدرسه‌ي واقعي در حال آموزش هستند .

نحوه‌ي ثبت‌نام : از طريق اينترنت

مدرسه‌ي مجازي مرزهاي جغرافيايي را در مي‌نوردد و محدوديتي براي آن نمي‌توان قايل شد . به طوري كه يك دانش‌آموز در اينجا مي‌تواند در مدرسه‌ي مجازي كانادا ثبت‌نام كرده و ديپلم كانادار را دريافت نمايد و بالعكس .

 

ويژگي‌هاي مدرسه‌ي مجازي

1 ـ مدرسه‌ي مجازي به زمان محدود نمي‌شود . دانش‌آموز يا معلم هر زمان بخواهند ، مي‌توانند از طريق online و mail ـ e در هر ساعت با هم گفتگو نمايند .

2 ـ مدرسه‌ي مجازي به مكان محدود نمي‌شود . مثلاً يك مدرسه‌ي كوچك در تهران مي‌تواند دانش‌آموزاني را از اقصي نقاط جهان تحت پوشش قرار دهد .

3 ـ والدين مي‌توانند آموزش فرزندان خود را حين تحصيل كنترل نمايند و از پيشرفت تحصيلي آنها مطلع شوند .

4 ـ دانش‌آموزان تيزهوش و ديرآموز مي‌توانند به ميزان استعدادهاي خود از آموزش‌هاي اين مدرسه‌ي مجازي بهره ببرند .

5 ـ در اين مدرسه‌ي مجازي خودكنترلي دانش‌آموزان افزايش مي‌يابد . مثل نظم‌دهي به فعاليت‌هاي خود و تفكر مستقل

6 ـ ارتباط با كامپيوتر در اين آموزش موجب مي‌شود كه توانايي‌هاي فردي بيشتر شود كه از اين طريق سواد كامپيوتري افزايش يابد .

7 ـ چون مجبور است گزارشات خود را تايپ نمايد لذا اولاً توانايي گزارش‌نويسي و نهايتاً مهارت تايپ در او افزايش خواهد يافت و همچنين مهارت زبان انگليسي او به دليل كار با اينترنت افزايش خواهد يافت .

ـ شركت دانش‌آموزان در آموزش با كيفيت بالاتري صورت خواهد گرفت و براي پاسخ دادن فرصت بيشتري خواهد داشت تا به تفكر واداشته شود .

ـ مدرسه‌ي‌مجازي‌مي‌تواندامكان ارايه‌ي دروس را به دانش‌آموزان بدهد كه در مدرسه خود نمي‌تواند آنها را انتخاب نمايد .

ـ براي والديني كه مي‌خواهند فرزندان در خانه تحصيل نمايند ، مدرسه‌ي مجازي بهترين وسيله مي‌باشد .

ـ اين مدرسه مي‌تواند براي دانش‌آموزان خارج از كشور فرصتي را ايجاد نمايد كه در سيستم آموزشي ايران ادامه‌ي تحصيل دهند .

ـ اعزام معلمين به خارج از كشور با راه‌اندازي اين مدارس تا حدي كاهش مي‌يابد .

ـ معلم مي‌تواند به دانش‌آموزان تكاليف مختلف بدهد و با والدين در ارتباط باشد .

ـ در اين مدارس چاپ مطالب ، كتاب ، تكاليف و پاسخ لزومي ندارد .

ـ امكان آموزش براي معلمين نيز وجود دارد . معلمان مي‌توانند علاوه بر يادگيري روش‌هاي تدريس مسايل خود را با معلمين باتجربه در ميان بگذارند .

ـ مدرسه‌ي مجازي مي‌تواند به عنوان ابزاري براي رشد ، توسعه‌ي آموزش و پرورش به كار گرفته شود .

ـ مدرسه‌ي مجازي مي‌تواند استفاده‌ي معقول‌تر از كامپيوتر و اينترنت را فراهم آورد .

ـ مدرسه‌ي مجازي مي‌تواند تغييرات عمده‌اي را در فلسفه و اهداف و توسعه‌ي آموزش و پرورش و توانايي معلمان و دانش‌آموزان را به دنبال داشته باشد .

معاونت آموزش و پرورش عمومي شهر تهران

                 e _ araghi @ tehranedu.org



شنبه، 15 فروردین، 1383
پيام فرستاده شده به مديريت آموزش وپرورش خمين

پیام جالبی از طرف یک دوست به طریق ایمیل فرستاده شد که بعد از مطالعه راه توسعه علمی مدارس بوده که توسط داوران شما ردشده است؟! که عین پیام را برای شما دوست عزیز می فرستم

((سلام عزیز اگه مزاحم نباشم چند لحظه میخواستم نظر بدم عزیز من در یک مدرسه ی بودم که تازه چند تا کامپیوتر اوردن شبکه هم کردن برای اینکه به بچه ها زنگ های پرورشی و ورزش هر کسی دوست داشت بره و اینترنت استفاده کنه من هم که عاشق اینترنت بودم یه روز زنگ ورزش بود گفتم برم ببینم چه خبره رفتم یه سیستم مسئولش روشن کرد و ما نشستیم پشتش یارو تایپ کردن من و دید فهمید یه خبرای هست داشتم کار میکردم دیدن ویروس بلاستر خورد صداش کردم گفتم دادش این سیتم ویروس خورد چی کارش کنم یارو اومد به من گفت این ویروس نیست این یه برنامه است که من برای امنیت سیستم طراحی کردیم ولی من میدونستم بلستر حرف من اینه اینترنت هم در مدارس نباشه مشکلی نیست ولی وقتی میارن حداقل یکی رو بزارن اونجا که فرق موس با کیبورد رو بدونه من فقط حرفم اینه این در مورد اینترنت مدرسه ها این از بحث اینترنت در مدارس دانشگاه و فلان ا

(در مورد سیستم آموزشی مدارس : چون کار نیست همین طوری دارن مدرک میدن فقط کافی ثبت نام کنی مدرسه دیگه نمیزارن بیای بیرون همین طوری به زور قبولت میکنند میگید نه بخونید فرض میکنیم سال اول دبیرستان هستم کلیه درسهام رو رو هم بزاریم فکر نکنم 16 تا بشه که از این همه درس فکر کنم 5 تا هم نباشه که درس اصلی باشه همش ورزش و این حرفا فرض کنید و خرداد امتحان دادن قبول نشدم مهم نیست چون دو مرتبه دیگه امتحان از من به عمل می آید حالا فرض کنید در این دوبار هم من نمره نیوردم تکلیف چیه تکلیف روشنه اگه معدل شما بالا 12 بود شما میتونید دو درس که نمره ی اون بالای 7 باشه و یک درس نمرش هر چی میخواد باشه تکماده الان بهش میگن تبصره بزنید و قبول شید سال دوم دبیرستان که اصلا تحت هیچ شرایطی ردی نداره دیگه خودتون بهتر میدونید سال سوم هم باز مثل ساله اول با این تفاوت که شما تا 19 سالگی میری شبانه اینقدر امتحان میدی تا بلاخره با تکماده و نمره ی مستمری و یه کم تقلب و قدری شانس قبول شید و بشید دیپلمه ی مملکت اگه باز هم خواستید بگید بنویسم براتون راستی اگه باز هم قبول نشدید میرید آموزش پرورش فیش میده میبرید)) سيد محسن رضائی



شنبه، 15 فروردین، 1383
تاملی در باره رابطه انسانی از راه اينترنت

دوشنبه، ۱۸ اسفندماه ۱۳۸۲ 

تاملی در باره رابطه انسانی

 از راه اينترنت

شرق - جرمی استگروم - ترجمه علي ملائكه: بسياري از فيلسوفاني كه درباره اينترنت نوشته اند اين بحث را به ميان كشيده اند كه ارتباط افراد از طريق اينترنت به شيوه هاي مختلف نسبت به انواع معمول و روزمره ارتباط كه با حضور جسمي افراد همراه است، حالتي تقليل يافته دارد. براي مثال «هيوبرت دريفوس» در كتابش با نام «درباب اينترنت» استدلال می‌كند كه: «درك ما از واقعيت چيزها و افراد و توانايي ما در ارتباط موثر با آنها به شيوه‌اي كه بدن ما به نحوي بی‌سروصدا در پس زمينه عمل مي‌كند ارتباط دارد. توانايي بدن ما در دستيابي به چيزها فراهم آورنده درك ما از واقعيت كاري است كه انجام مي‌دهيم و آماده‌ايم كه انجام دهيم... همه اين امور را بدن ما آنقدر بي‌دردسر، فراگير و موفق انجام مي‌دهد كه ما ندرتاً متوجه آن مي‌شويم. به همين علت است كه به اين سادگي به اين نتيجه گيري مي رسيم كه در فضاي سيبرنتيكي مي توانيم بدون حضور جسمي ارتباط برقرار كنيم و در واقع به همين علت است كه امكان ارتباطي كامل از اين نوع [در فضاي مجازي اينترنت] ناممكن است.»
درك كردن اين كه چرا فيلسوفان اين گونه مباحث را مطرح مي كنند آسان است. به نظر مي‌رسد كه بسياري از جنبه هاي ارتباط هاي شخصي ما به تماس چهره به چهره و مستقيم نياز داشته باشد. براي مثال دريفوس استدلال مي كند كه اعتماد به اشخاص ديگر تا حدي براساس اين تجربه است كه آنها از آسيب‌پذيری ما در يك موقعيت رودررو هنگامي كه فرصت استفاده از آن وجود دارد بهره نمي برند. حتي اگر اين استدلال را نپذيريم، به نظر مي آيد كه حقيقتي در اين امر وجود دارد كه ما مي توانيم به حد معيني از اطمينان به افراد هنگام ديدار مستقيم و شخصي با آنها دست يابيم كه در روابط آن‌لاين (بر روي شبكه) [حتي به صورت ديداري و شنيداري] در دسترس نيست. به خصوص امكان فريبكاري آشكار در يك موقعيت مستقيم رودررو به حداقل مي رسد. همان طور كه گوردون گراهام و بسياري ديگر اشاره كرده اند بر روي اينترنت بسيار آسان است كه افراد را با اختراع كردن شخصيت هايي كاملاً تخيلي فريب داد، امري كه در دنياي غيرمجازي امكان آن بسيار مشكل تر است. بنابراين به اين دليل و دلايل مشابه است كه عقيده بر اين است كه روابط از راه اينترنت نسبت به روابط «واقعي» و همراه با حضور جسمي، روابطي ضعيف هستند. اما پيش از نتيجه گيري نهايي بايد اندكي دقت به خرج داد. يك دليل براي احتياط به خرج دادن در اين نتيجه گيري نهايي اين است كه روابط غيرمجازي و واقعي در معرض انواعي از تحريف قرار دارند كه عمدتاً در روابط اينترنتي وجود ندارد.
يكي از اين تحريف ها به مسئله جذابيت جسمي مربوط مي‌شود. نكته مهم اين است كه ما براساس ادراكمان از جذابيت جسمي افراد استنباط‌های ناموجهي درباره افراد انجام می‌دهيم. براي مثال در پيامد آنچه روانشناسان «اثر مثبت هاله‌اي» مي‌نامند، افراد جذاب‌تر از لحاظ جسمي باهوش‌تر، اخلاقي‌تر، سازگارتر، بهتر و كارآمدتر شمرده مي‌شوند و البته تنها جذابيت جسمي نيست كه بر قضاوت‌های ما درباره افراد تاثير می‌گذارد. ما همچنين در قضاوت درباره ديگران بر نشانه‌هايي بسيار از جمله سن، جنس، خصوصيات نژادی، سبك لباس پوشيدن، لهجه و طبقه اجتماعي متكي هستيم.
دليل اين كه اين نوع نشانه‌ها اغلب باعث قضاوت‌هاي تحريف شده درباره افراد مي‌شود اين است كه ما از «نظريه‌هاي تلويحي شخصيت» استفاده مي‌كنيم كه بر كليشه‌پردازي تكيه دارند. ميراندا فريكر، فيلسوف معاصر به نمونه تخيلي جالب توجهي از اين نوع فرآيند اشاره كرده است. در رمان «كشتن مرغ مقلد» كه ماجراي آن در آلباماي آمريكا در دهه ۱۹۳۰ مي گذرد، محاكمه مرد سياه پوستي جريان دارد. هيأت منصفه اي تماماً سفيدپوست، حتي با وجود آنكه روشن است كه او حقيقت را مي گويد، با اعتقاد كامل شهادت او را قبول نمي كنند. نكته مهم اين است كه در آن فرهنگ و در آن زمان سياه پوست بودن به نحوي كاملاً اشتباه بيانگر فقدان اعتبار بود. يافتن مثال‌های مشابه از زندگي واقعي در مورد كليشه‌پردازی آسان است.
امر قابل توجه در ارتباط از راه اينترنت اين است كه خصوصياتی كه معيار قضاوت ما درباره افراد در دنياي غيرمجازي است، در دنياي مجازي اينترنت عمدتاً مشاهده‌ناپذير هستند. طنز قضيه در اين است كه مشخصه ارتباطات از راه اينترنت يعني فقدان رابطه چهره به چهره، نبود حضور جسمي _ كه فريبكاري و جعل هويت آشكار را ممكن مي كند _ در عين حال مانع گرايش به كليشه پردازي و هويت سازي مي شود.
البته نبايد در مورد اين نتيجه گيري مبالغه كرد. حتي در روابطي كه كاملاً به واسطه كلمات نوشته شده است مثلاً در گپ‌هاي اينترنتی، ما هنوز درباره افراد به داوري هايي دست مي زنيم كه فراتر از شواهد موجود است. اما به هر حال اين احتمال وجود دارد كه در اين نوع ارتباط‌های اينترنتي عمدتاً براساس محتوای واقعي ارتباط با يك شخص داوری كنيم، كه با احتمال بيشتري بيانگر جنبه هايي از شخصيت افراد است كه خودشان آنها را مهم مي شمرند.

پيامد اين نكته اين است كه ما در ارتباط‌ها از راه اينترنت نسبت به ارتباط‌هاي معمول روزمره كنترل بيشتري بر آن جنبه‌هايي از شخصيت‌مان كه به ديگران عرضه مي‌كنيم اعمال مي‌كنيم. البته به همين دليل هم هست كه در مورد فريبكاري در رابطه اينترنتي نگراني وجود دارد. اگر با كنترل كردن جنبه‌هايي از شخصيت‌هايمان در ارتباط‌هاي آن‌لاين (بر روي شبكه) بتوانيم از اثرات بدتر گرايشمان به داوري كردن براساس كليشه هاي توجيه ناپذير و بي دليل اجتناب كنيم، آنگاه امكان دارد ارتباط هايي از طريق اينترنت، دست كم در برخي جنبه ها، نسبت به اغلب ارتباط هاي روزمره همراه با حضور جسمي، كمتر تحريف شده و بيشتر «واقعي» باشد.
منبع: Philosophers Magazine



یکشنبه، 2 فروردین، 1383
تبريک عيد ۱۳۸۳

عيد آمد سال خوبی سال خوش وسال پاسخ گويی به برنامه های گذشته و آينده عيد

 ماهی قرمز کوچولو

بر معاونت آموزشگاه سيد علی حسينی

دبيران قران وعربی فرخی و فردی

دبير علوم حمزه لو

دبير اجتماعی خليلی< بيات

دبيران تربيت بدنی مرادی و يوسفی

دبيران رياضی محمدی و مهدی حيدری

دبير ادبيات شيخی

مسئول آزمايشگاه اکبری

دبير زبان انگليسی امجدی

دبير هنر ....

دبير حرفه غلامی و کمانی نژاد

مربی پرورشی زاهدی

وآقای قطب زاده

مبارک باد

 



پنجشنبه، 14 اسفند، 1382
گسترش علمی مدارس

سید محسن رضائی مدیر مدرسه راهنمایی جانبازان خمینبسمه تعالي

موضوع :راههاي توسعه علمي مدارس

روشهاي توسعه علمي مدارس را از دو بعد ذيل مي توان بررسي نمود

1-روشهاي توسعه كيفي

2-روشهاي توسعه كمي

در اين مقاله محقق قصد دارد كه فرآيند اول يعني توسعه كيفي ودر آن هم قسمتي را كه خود با همكاري دبيران مخصوصاًدبير رياضي آموزشگاه آقاي مهدي حيدري اجرا نموده است معرفي نمايد ودر آن هم به

راهكار گسترش واستفاده از اينترنت در آموزشگاههاي

(محروم از لحاظ منطقه اي وامكانات ويك مدرسه عادي پرداخته ايم )

قبل از معرفي روش كار به سئوالي كه براي شما ممكن است پيش بيايد

سئوال : آيا در مدارس راهنمايي استفاده از اينترنت به عنوان يك فرآيند توسعه علمي محسوب مي گردد ؟وآيا در وضعيت فعلي با امكانات حداقل براي استفاده تمام دانش آموزان از شبكه رايانه اي راهكاري مي تواند وجود داشته باشد؟

پاسخ قسمت اول سئوال را باز به دو حالت مي توان پاسخ گفت :

پاسخ اول -اگر به آموزش وپرورش به عنوان يك سيستم ايستا و سنتي بنگريم پاسخ تنها يك كلمه است وآن هم فقط !!نه!

پاسخ دوم به قسمت اول سئوال :ولي اگر اين فرايند را ازديدگاه سيتمي پويا وفعال بنگريم ودانش آموز را فردي فعال ودر حال تكاپو وپرسشگر داعمي بدانيم ومعلم را هم به عنوان يك پژوهشگر در مسائل آموزشي كه دائم دوست دارد مطالب جديد داشته باشد وراهنماي خوب وباارزشي براي دانش آموزان خود باشد پاسخ مشخص است

چند مثال :

-آيا تا كنون از خود پرسيده ايد كه چرا ما در درس زبان خارجه بسيار ضعيف هستيم ؟هيچ مي دانيد كه روانشناسان يكي از علل ضعف در اين درس را عدم انگيزه ويا نداشتن احساس نياز واقعي به فراگيري اين درس مي دانند .

ولي وقتي دانش آموز با دنياي جديد ومجازي آشنا مي شود در اين دنيا مي بيند كه به زبان مادري تنها با بخش كوچكي از اين دنيا مي تواند ارتباط برقرار نمايد واولين احساس نياز به آموزش بهتر زبان بيگانه در او ومعلم به وجود مي آيد .

-آيا اگر از دانش آموزان تحقيق بخواهيم آسانترين منبع اطلاعاتي در دسترس اينترنت نمي باشد .

-ما با دادن اطلاعات جديد به دانش آموز علاوه بر كنجكاو تر شدن او باعث شده ايم كه وي را از مطالعه تك بعدي و نگرش يكسويه به سمت كتابهاي درسي به عالمي فراتر پيش ببريم .

-خواندن مطالب جديد كنجكاوي وعلاقه معلم را به پژوهش وتحقيق و گسترش فرهنگ مطالعه در ايشان را افزايش مي دهيم .

پاسخ قسمت دوم سئوال ارائه راهكار كاربردي زير مي باشد .

راهكار:

حالا مي پرسيد در يك مدرسه منطقه محروم با يك رايانه و در محلي كه ممكن است هيچ خانواده اي رايانه نداشته باشند ويا امكان بر آورده كردن نيازهاي اوليه زند گي هم برايشان فراهم نباشد چه كار مي توانيم انجام دهيم ؟

پاسخ:راهكار را نويسنده مطلب به صورت كاربردي و آزمايشي در مدرسه خويش ارائه نموده است كه مديريت محترم آموزش وپرورش خمين ضمن بازديد از آموزشگاه در تاريخ /10/82در گزارش خويش يادداشت نمودند كه قسمتي از گزارش ايشان را در اينجا مي آوريم L(( ))

1- در شروع ايميل به آدرس Email:sahrJANBAZAN@hotmail.com جهت مدرسه ساختيم

2-يك وبلاگ به آدر س : http://janbazansc.persianblog.ir

http://janbazansc.persianblog.ir

با همكاري دوست ومعلم خوب آقاي مهدي حيدري طراحي و اجرا نموديم كه اين وبلاگ در شروع كار مي باشد ،واز معلمين مدرسه خواسته ايم كه طرح ها وبرنامه هاي خويش را جهت استفاده در اين وبلاگ در اختيار مدرسه قرار دهند (اين وبلاگ در ابتداي كار است واميدوارم با همكاري ومساعدت اداره ومعلمين ودانش آموزان مدرسه راهنمايي جانبازان به عنوان يك وبلاگ كاربردي ويك نشريه داخلي نمونه خوبي ارائه دهيم )وبرنامه ويژه اي جهت گسترش اين وبلاگ داريم .

3-طرح داشتن يك ايميل براي هر مدرسه را به مديريت محتر م آموزش وپرورش خمين ارائه نموديم كه با استقبال ايشان مواجه شد وبه طور آزمايشي به 10نفر گروه چهار پيشنهاد داديم كه تا كنون مورد استقبال ايشان واقع نشده است.

4-آدرس سايتها ووبلاگ هاي مهم آموزشي به زبان فارسي را تهيه واطلاعاتي مفيد از اين سايتها استخراج نموديم

-اطلاعت گردآوري شده را نام گذاري وبه دو گروه اطلاعات مورد استفاده دانش آموز ومعلم تقسيم نموديم ودر واقع آرشيوي از اطلاعات به وجود آورديم

5-اطلاعات گردآوري شده ومرتب شده گروه 4را به دو صورت ذيل در اختيار دانش آموز ومعلم قرار داديم

الف-ساخت يك نوع نشريه داخلي وچاپ آن ودر اختيار معلمان قرار دادن مطالب آن

ب-ساخت يك تابلو ديواري زيبا واختصاص قسمتي از اين تابلو به اخبار جالب اينترنتي وتعويض خبرها واطلاعات در هر هفته جهت استفاده دانش آموزان

6- براي آشنايي بيشتر دانش آموزان با رايانه در زنگ بيكاري ايشان كامپيوتر را به كلاس درس برده و آموزشهاي مقدماتي را به ايشان ارائه مي نمائيم (جالب اين است كه در اولين جلسه دانش آموزان بعد از 15 دقيقه از زنگ تفريح گذشته حاضر به ترك كلاس نبودند واستفاده از تكنولوژي آموزشي در كلاس درس ايشان را به مطالب علاقه مند تر نموده بودوحاضر بودند چند ساعت ديگر هم در كلاس بمانند ) ) .

7-جهت راههاي توسعه علمي (كيفي )مدارس راه حل هاي ديگري مانند:

كلاس آزاد -كتابخانه راهرو -راههاي توسعه علاقه معلمين به مطالعه نشريات تخصصي آموزش وپرورش (كه نتيجه چند ماه تحقيق وپايان نامه كارشناسي ارشد اينجانب است را به شوراي پيشنهادات آموزش وپرورش خمين ارائه نمودم كه تنها سومين طرح پذيرفته شد )

 

 

 



شنبه، 9 اسفند، 1382
چند پيشنهاد از پايان نامه کارشناسی ارشد محسن رضائی

پيشنهادات محقق(رضائی)

1-با توجه به نتايج بدست آمده از اين تحقيق مخصوصاًسئوال 1ما مي توانيم در دفتر مدرسه يك محل يا كمد مخصوصي جهت نشريات آموزش وپرورش اختصاص دهيم بطوري كه نشريات تحت ديد معلمين وكاركنان آموزشگاه باشند.همچنين سعي كنيم با توجه به نظر وعلاقه وسليقه همكاران نشريات مورد نياز ايشان را تهيه وبراي مدت مشخصي جهت استفاده در اختيار ايشان قرار دهيم،ودر مورد زمان ما اگر بتوانيم قسمتي از وقت مدرسه را وقت مشخص مطالعه چه براي همكاران وچه جهت دانش آموزان قراردهيم،مثلاًبا طرح جديد كه قسمتي از نمره به كار تحقيقي دانش آموزان اختصاص داده شده است معلم هم در اين زمان همراه دانش آموزان به مطالعه وتحقيق بپردازد.

2-امكانات مطالعه در منزل مي تواند مشوق خوبي براي جذب افراد خانواده به مطالعه باشد ،اگر ما با تشويق همكاران به داشتن كتابخانه شخصي ،ويا راهنمايي ايشان به تنظيم وقت بيكاري در منزل ومشخص كردن زمان هر چند كوتاهي به مطالعه در برنامه روزانه هر فرد ،ويا اجازه استفاده از كتابخانه مدرسه وبردن كتابها به خانه جهت مطالعه ،ويا تشويق همكاران به آبونمان شدن نشريات گوناگون مخصوصاًنشريات آموزش وپرورش ، مي توانيم در گسترش فرهنگ مطالعه وكتاب خواني نقش به سزايي داشته باشيم.

3 –با توجه به نتايج اين تحقيق وبدست آوردن اين مسئله كه اشتغال زياد معلم مي تواند عاملي منفي جهت سوق دادن ايشان به مطالعه باشد،ما بايد سعي كنيم با دادن حقوق مناسب به همكاران فرهنگي مايهتاج اوليه زندگي را براي ايشان تهيه نمائيم تا معلم مجبور نباشد به كار دوم ويا اضافه كار بپردازد ،بلكه بجاي اين كار به مطالعه وتحقيق روي آورد .البته يك مسئله در اينجا بدون جواب مي ماند وآن فرهنگ كار كردن زنان در خانه مخصوصاًهمكاران خانم فرهنگي مي باشد ،كه اين امر باعث شده كه ايشان هم به كار منزل رسيدگي نمايند وهم به كارهاي مدرسه ،كه البته با تغير اين روش وكمك همسرانشان در امور داخلي خانه تا حدودي مي توان اين وقت را جهت مطالعه وتحقيق به ايشان اهدا نمود ،كه البته در اينجا بايد از اين ايثار واز خود گذشتگي اين بانوان تقدير وستايش نمود ،به اميد روزي كه اين فرهنگ مرد سالارانه به فرهنگ تفاهم ودرك متقابل از زندگي مخصوصاًاز طرف جنس مذكر تبديل شود .

4- هر چند كه ميانگين علاقه به مطالعه در بين فوق ديپلم هابيشتر از دوگروه ديگر بود ولي ديپلمها علاقه چنداني به مطالعه از خود نشان نمي دهند ،ما بايد ضمن تشويق اين گروه به مطالعه زمينه ارتقاءتحصيلي ايشان را به مقاطع بالاتر وعلاقه مندي بيشتر به مطالعه كتب ونشريات درسي وغير درسي فراهم نمائيم ،مثل گسترش هرچه بيشتر دوره هاي ضمن خدمت در سطح كارداني ويا بالاتر ،البته لازم به ذكر است كه درصد اين افراد بسيار پائين است

5 –با توجه به اين كه بين ميزان مطالعه معلمين مجردومتأهل رابطه معنا داري مشاهده نگرديد ،پس نمي توان پيشنهاد خاصي در اين زمينه ارائه نمود.

6-يكي از مواردي كه از نتايج تحقيق بدست آمده نبودن متن مورد علاقه ،ويا نياز معلمان در نشريات آموزش وپرورش مي باشد،اگر نشريات با نياز سنجي به علايق معلمين توجه كنند مطمئناًتوجه معلمين به مطالعه اين نشريات افزايش خواهد يافت ،البته در سالهاي اخير گاهي به شكل وزيبايي نشريات توجه مي گردد ولي عيب بزرگ اين گونه نشريات دولتي بودن وغير رغابتي بودن آن است كه باعث تكرار وعدم توجه به پذيرش ويا نپذيرفتن آن از طرف مدرسه ويا همكاران مي گردد ،ويا اجبار مدارس در اشتراك بعضي نشريات مانند پيوند باعث دلزدگي افراد به مطالعه اين نشريات مي گردد ،در محيطي آزاد وانتخاب گر خوانند ه آنچه را كه بيشتر به نيازهاي او پاسخ دهد مطالعه مي نمايد ولي صرف بودن جسم بي روح وبدون متن زيبا در مدرسه دليلي بر خوب بودن نشريه نمي باشد،در ضمن تبليغات مناسبي هم براي اين گونه نشريات نمي شود.

7-ماچند نشريه در آموزش وپرورش داريم ودر طول سال چند مسابقه ويا چه دوره هاي ضمن خدمت از محتويات اين نشريات برگزار مي كنيم.هم اكنون كه سازمان مديريت وبرنامه ريزي به فكر ارتقاي كيفي نيروي انساني موجود در آموزش وپرورش گرفته وبنا را بر تشويق همكاران به شركت در كلاسهاي ضمن خدمت چه به صورت حضوري وچه به صورت دوره هاي غير حضوري گرفته است آيا بهتر نيست كه با پربارتر كردن محتواي نشريات داخلي وتوجه به جنبه هاي مثبت اين كار درصد قابل ملاحظه اي از امكانات موجود را به برگزاري دوره هاي غير حضوري اختصاص داده ،مخصوصاًبيشتر اين دوره ها را از محتواي نشريات انتخاب نمايند.

8-معلمان با نظر مثبت دادن به دريافت مجاني نشريات تخصصي آموزش وپرورش نوعي علاقه نهفته خود به مطالعه وكمبود منابع مالي جهت تهيه نشريات ويا كتب مورد نياز خود را ابراز نموده اند،در سالهاي قبل به مناسبت روز معلم يك كتاب مجاني در اختيار هر معلم قرار مي گرفت ولي به دلايلي اين كار قطع شد ،هر چند كه بيشتر برنامه هاي آموزش وپرورش بر اساس آزمايش وخطا وبدون مطالعه صورت مي پذيرد، ولي در اين كار خوب بود با گسترش اين طرح وتنوع بخشي به كتابها ويا دادن بن خريد مخصوص كتاب ونشريات به معلمين ايشان را به مطالعه علاقه مند تر مي كردند نه اين كه با تغيير شرايط بودجه اي اولين بودجه كه قطع مي شود بودجه كتاب مجاني باشد

9-هم اينك روزنامه ها ونشريات گوناگوني به سمت گسترش نشريات الكترونيكي روي آورده اند كه البته محتواي نشريات در رايانه بسيار وسيع تر از محتواي نشريات چاپي وكاغذي مي باشد در نشريه نگاه يك سايت با نام سايت آموزش وپرورش معرفي نموده اند كه اين سايت متاسفانه مطالب جديدي ندارد ويا محتواي آن به مرور زمان عوض نمي گردد كل اين سايت شايد 15صفحه مطلب هم نداشته باشد كه براي آموزش وپرورش كشوري با 19ميليون معلم ودانش آموز جاي تأمل وتفكر دارد ،هرچند ما در زمانهاي گوناگون افراط وتفريط مي نمائيم ،ولي به نيازهاي واقعي توجه نمي نماييم اگر آموزش رايانه واينترنت در اولويت كاري برنامه آموزش وپرورش در سال تحصيلي فعلي قرار دارد پس گسترش شبكه ها وسايتهاي تربيتي وپر محتوا هم بايد در اولويت قرار داده شود رشد سرطاني گاهي به جاي بازدهي بيشتر باعث افت وعقب ماندگي بيشتر ووسيع تر مي گردد،ميليونها صفحه اطلاعات گوناگون علمي هر روز در اينترنت منتشر مي گردد ولي در شبكه رايانه اي آموزش وپرورش چند صفحه اي به صورت خبري وبدون محتوا پخش مي شود ما بايد يا سايتي نداشته باشيم ويا اگر چنين كاري كرديم به فكر كيفيت وكميت آن هم باشيم .،به طور مثال در اين سايت ذكر شده صد بار هم كه مراجعه كني

فقط نام كلمه تحقيقات تازه را مي بينيد ودر باره متن حتي يك كلمه هم موجود نمي باشد.

 



سه‌شنبه، 5 اسفند، 1382
تسليت

سلام بر حسينشهید احمد یاسین

سلام بر خون پاکی که به خاطر دانايی وتوانايی کشته شد

سلام بر دشمن جهل ونادانی

سلام بر کسی که فرياد می زد از دست جهل مردم زمانه

حسين تو با جهل مبارزه کردی زيرا می دانستی و اطلاع داشتی از آنچه نبايد بدانی

حسين می توانستی معامله کنی ؟ولی نيرنگ وجهل ونادانی وبی خبری را نپذيرفتی

با خون سرخت راه علم ودانايی را به شيعه نشان دادی

يا حسين علم تو بعد از ۱۴قرن هنوز نشکفته هنوز جهل در مقابل علم قد علم می کند

حسين تو تنها بودی

تو به خاطر اخلاص کشته شدی

تو ريا را کشتی

تو بر ريا وريا کار مرگ فرستادی

حسين چه گويم

ريا را شرک دانستی

وريا کار را مشرک

حسين در مقابل تو ابلهانی ظاهر نما و نماز شب خوان قد علم کردند

حسين جای تو و پسرت مهدی در همه زمانها خالی است

يا حسين سلام خدا بر تو باد وبر راه پاک وخونينت

راه تو دشوارترين راه هاست

ياحسين۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

يا حسين۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

يا حسين۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

يا حسين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رضائی

در ضمن ورود دوستان جديد از مدرسه راهنمايی شاهد را به 

جمع وبلاگ نويسان شهر خمين تبريک و برای ايشان آرزوی موفقيت می نمائيم  



پنجشنبه، 30 بهمن، 1382

سلام امروز برایم بسیار شیرین بود !عدالت را در پشت پرده قضاوتی عادلانه وبدون غرض؟داورانی منصف وخلاق دیدم؟امروز مطمئن شدم ما به سوی پیشرفت قدم بر می داریم ؟امروز مطمئن شدم کار وزحمت از دید داوران همکار پنهان نمی ماند ؟امروز را هرگز فراموش نخواهم کرد ؟زیرا لحظات شیرین وگوارای عدالت برایم نوید بخش آینده ای خوش وامیدوار کننده بود ؟امروز دانستم شورای پیشنهادات عالمانی شجاع ودوست داشتنی دارد ؟مطمئن هستم که این عالمان با دید علمی و تشنه علم به مسائل وطرح ها خواهند نگریست ؟



چهارشنبه، 29 بهمن، 1382

مديران بخوانند : چگونه كارمندان را شاد كنيم ؟

طبق نظر متخصصان علم مديريت ، بزرگترين عامل براي كسب سود بيشتر ، داشتن كارمندان شاد است . كارمندان خشنود و راضي معمولاً بسيار پر انرژي و پر انگيزه اند ، اما تعين عوامل شادي بخش در محيط كار ، تلاش ممتد فكري را مي طلبد . مدت ها تصور بر اين بود كه پول عامل خشنود كننده و نگهدارنده كارمندان است . اما زماني رسيد كه مطالعات نشان دادند كه با پول نمي توان شادي كارمندان را خريد . همانطور كه كارمندان انتظار دارند در برابر تلاش ها و زحمات پاداشي منصفانه دريافت كنند ، انتظار دارند كه با آنها با احترام برخورد شود .

پيشنهادات زير مي تواند ميزان سرزندگي و شادي كاركنان را افزايش دهد .

1) به اين نكته توجه داشته با شيد كه افراد به چه دليل كار مي كنند .شما بايد آنها را براي رسيدن به اهداف شغليشان ياري كنيد . در اين راستا ، طرح ارزيابي كاركنان را در مسير حركت به سمت هدف تهيه كنيد .

2) يك محيط كاري كه مرتباً تحت كنترل باشد ، مديريت بر تمام جزييات حاكم باشد و مرتباً توسط مدير

سر كشي شود . بسيار طاقت فرسا خواهد بود .

3) تا زماني كه اكثر كاركنان ظرفيت پذيرش قدرت اختيار را دارند هر چند همه خواهان آن نباشند آن را دريغ نكنيد . انگيزه قوي در كاركنان با رفتار محترمانه به وجود مي آيد .

4) كاركنان را مطلع نگه داريد . تصويري واضح از كار محول شده و نتايج آن براي ديگران ، ارائه دهيد . كاركنان را دعوت كنيد تا نظراتشان را به اشتراك بگذارند .به آنها اجازه دهيد تا به صورت فعال در بخشهايي كه نياز به تصميم گيري دارد شركت كنند . با مشاركت كاركنان ، به آنها نشان مي دهيد كه تخصص آنه چقدر ارزشمند است و سرمايه بزرگي براي سازمان به حساب مي آيد . در گيري بيشتر در مسائل كاري برابر است با تعهد بيشتر !

5) انتظارات و توقعات خود را مطرح كنيد . اجازه دهيد تا كاركنان سطح انتظار شما را در خصوص اخلاق كار ، كيفيت كار ، درستكاري و بهره كاري بدانند . هيچگاه تصور نكنيد كه كاركنان بايد نيازها را به صورت ذاتي حس كنند !

6)مراقب كاركنان خود باشيد . به صورت مكرر و صادقانه از فعاليتهاي آنها تمجيد كنيد . كاركناني را كه مي توانند فراتر از وظائف محوله فعاليت كنند ، شناسايي و تشويق كنيد .

7) مناسب ترين افراد را براي هر سمت به كار بگماريد . مسير و ابزار كار حتي خارج از مسير تعيين شده را در اختيار آنه قرار دهيد . اما فعاليت آنها را در جهت نيل به هدف اصلي كنترل كنيد .

8) با كاركنان خود آنگونه برخورد كنيد كه دوست داريد با شما رفتار شود . به اين موضوع فكر كنيد كه انجام صحيح وظايف توسط شما چگونه مورد تاييد مقام بالاتر قرار مي گيرد و با شما چگونه برخورد مي شود سپس همان انتظار را براي كاركنان خويش برآورده سازيد .

ترجمه مهدي حيدري



سه‌شنبه، 28 بهمن، 1382
افتتاح دو وبلاگ آموزشی جديد در خمين

دوستان برای آشنايی بيشتر با مدارس و مراکز فرهنگی شهر خمين به دو وبلاگ زير سری بزنيد

-وبلاگ همايش رياضی

-وبلاگ مدرسه غير انتفاعی دخترانه اسری۱

راهنمايی جانبازان ضمن تبريک به اين دوستان از پيوستن ديگر مراکز آموزشی خمين به شبکه اينترنت استقبال می نمايد و آرزوی توفيق و خلاق بودن وسعادت وپيروزی برای ايشان داريم

سيد محسن رضائی



دوشنبه، 27 بهمن، 1382

در خمين چه مي گذرد؟

آيا خمين وارد دنياي مجازي شده است ؟براي اين كار كافي است در سايت گوگل فارسي تايپ كنيد ((خمين))سايتهاي فارسي جلو شما نمايان مي گردند تمام برگرفته از نام خمين هستند ،از سايت آموزشي گرفته تا سايتهاي سياسي و 000شايد هنوز هم بعضي باشند كه گويند به فكر نان باش ،ولي چه !ما چه بخواهيم و چه نخواهيم به دنياي مجازي قدم گذاشته ايم !وقتي در سايتها قدم مي زنيد مرز وجود خارجي ندارد كيلومترها راه را در يك ثانيه مي پيمائيد ؟واقعاًدر اين دنياي تخيلي به دنبال چه مي گرديم ؟هدف ما چيست ؟آيا قبلاًبرنامه مشخصي براي گرفتن اطلاعات وضع كرده ايم يا نه بي هدف در پي ماجرا جويي هستيم در هر دو صورت ما اهدافي را دنبال مي كنيم ،؟ولي اگر قبلاًموضوع مورد علاقه خويش را مشخص نموده باشيم ،در كمترين زمان اطلاعات ارزان وپر ارزشي را مي يابيم ،ولي در اين دنياي بدون مرز شما باسايتهاي محدودي روبرو هستيد ،شايد بپرسيد منظور من از اين حرف چيست ،؟آري ما با يك زبان تنها با اطلاعات 2درصد از مردم جهان كه پارسي صحبت مي كنند روبرو هستيم ؟ولي اگر يك زبان بين الملي مانند انگليسي را بدانيم ،با بيشتر مردم دنيا مي توانيم تعامل و گفتگو داشته با شيم

 



یکشنبه، 26 بهمن، 1382

ما می توانيم

خلاقيت را در مدارس بدون امکانات بايد گسترش داد

شعار احتياج مادر اختراع است را بايدبه عمل در آورد  



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

  RSS 2.0